معنی و تعریف
[ اَ شَ ] (اِخ) بزرگ، بقول سبه اوس
اسقف ارمنی. در سال یازدهم سلطنت
آن تیوخوس پارتیان شوریدند و ارشک پسر
پادشاه تتالیان که در پَهل شاهسدان در
صفحهٔ کوشان میزیست، حکومت را بدست
گرفت و همهٔ مردمان مشرق و نیز شمال مطیع
او گشتند. رجوع به ایران باستان ص ۲۵۲۹ و
۲۵۹۶ و ۲۵۹۷ و ۲۶۰۱ و ارشک مؤسس
خاندان اشکانیان و اشک اول شود.