معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) مهر کردن خرمن را بمهر چوبین. (صحاح). || ارشام مهاة؛ دیدن گاو دشتی نخستین علف برآمده را و چریدن گرفتن. || ارشام شجر؛ برگ برآوردن آن. (منتهی الأرب). || ارشام برق؛ درخشیدن آن. (منتهی الأرب). پدید آمدن برق. (تاج المصادر بیهقی). اندک درخشیدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارشام
شماره: 26852
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) مهر کردن خرمن را بمهر چوبین. (صحاح). || ارشام مهاة؛ دیدن گاو دشتی نخستین علف برآمده را و چریدن گرفتن. || ارشام شجر؛ برگ برآوردن آن. (منتهی الأرب). || ارشام برق؛ درخشیدن آن. (منتهی الأرب). پدید آمدن برق. (تاج المصادر بیهقی). اندک درخشیدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26852
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی