معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) مهر کردن خرمن را
بمهر چوبین. (صحاح). || ارشام مهاة؛
دیدن گاو دشتی نخستین علف برآمده را و
چریدن گرفتن. || ارشام شجر؛ برگ
برآوردن آن. (منتهی الأرب). || ارشام
برق؛ درخشیدن آن. (منتهی الأرب). پدید
آمدن برق. (تاج المصادر بیهقی). اندک
درخشیدن.