معنی و تعریف
(ضمیر +حرف ربط) مخفف آنکه : یک قحف خون بچهٔ تاکم فرست از آنک هم بوی مشک دارد هم گونهٔ عقیق. عماره. با او بمراد دل زی ای دل از آنک ار دانی خواست کام، در کام رسی. (از قابوسنامه). دشنام دهی بازدهندت ز پی آنک دشنام مَثَل چون درم دیرمدار است. ناصرخسرو. بنده کردش بطبع از پی آنک شیفته بر نگار منثور است.مسعودسعد. کی دیده و رخ چون زر و چون سیم کند آنک لفظی چو گهر هستش اگر سیم و زری نیست. سنائی. با دوستان خور آنچه ترا هست پیش از آنک بعد از تو دشمنان تو با دوستان خورند. ادیب صابر.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آنک
شماره: 2688
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(ضمیر +حرف ربط) مخفف آنکه : یک قحف خون بچهٔ تاکم فرست از آنک هم بوی مشک دارد هم گونهٔ عقیق. عماره. با او بمراد دل زی ای دل از آنک ار دانی خواست کام، در کام رسی. (از قابوسنامه). دشنام دهی بازدهندت ز پی آنک دشنام مَثَل چون درم دیرمدار است. ناصرخسرو. بنده کردش بطبع از پی آنک شیفته بر نگار منثور است.مسعودسعد. کی دیده و رخ چون زر و چون سیم کند آنک لفظی چو گهر هستش اگر سیم و زری نیست. سنائی. با دوستان خور آنچه ترا هست پیش از آنک بعد از تو دشمنان تو با دوستان خورند. ادیب صابر.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2688
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی