مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ارشاق
26850
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
تیز نگریستن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الأرب). تیز نگه کردن.
||
دراز کردن آهو گردن را. (منتهی الأرب). گردن دراز کردن آهو.
||
انداختن تیر و جز آن بجانبی. (منتهی الأرب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ارشاق
شماره: 26850
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
تیز نگریستن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الأرب). تیز نگه کردن.
||
دراز کردن آهو گردن را. (منتهی الأرب). گردن دراز کردن آهو.
||
انداختن تیر و جز آن بجانبی. (منتهی الأرب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
26850
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری