معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) فراخ شدن زخم و پراکنده شدن خون آن. (منتهی الأرب): ارشاش طعنة. || ارشاش سماء؛ خُرد باریدن. (تاج المصادر بیهقی). باران ریزه باریدن آسمان. (منتهی الأرب). || ارشت الفصیل؛ دم خود را خاریده، دراز کرد شتربچه گردن را در هر دو ران مادر خود تا شیر خورد. (منتهی الأرب). مؤلف تاج العروس آرد: و عن ابن عباد: ارش الفصیل ارشاشاً؛ حکّ ذنبه لیرتضع. || ارشاش فرس؛ عرق ناک گردانیدن اسب را بدوانیدن. || خون و اشک چکانیدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارشاش
شماره: 26848
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) فراخ شدن زخم و پراکنده شدن خون آن. (منتهی الأرب): ارشاش طعنة. || ارشاش سماء؛ خُرد باریدن. (تاج المصادر بیهقی). باران ریزه باریدن آسمان. (منتهی الأرب). || ارشت الفصیل؛ دم خود را خاریده، دراز کرد شتربچه گردن را در هر دو ران مادر خود تا شیر خورد. (منتهی الأرب). مؤلف تاج العروس آرد: و عن ابن عباد: ارش الفصیل ارشاشاً؛ حکّ ذنبه لیرتضع. || ارشاش فرس؛ عرق ناک گردانیدن اسب را بدوانیدن. || خون و اشک چکانیدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26848
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی