معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) رشوه دادن. (منتهی الأرب). پاره دادن حاکم یا قاضی را. || خاریدن پس شتر و ارشه ارشه گفتن تا بدود. (منتهی الأرب). || ارشاء دلو؛ رسن بر دلو بستن. رسن بستن بر دلو. (منتهی الأرب). دلو را رسن بستن. دلو را رسن ساختن. (تاج المصادر بیهقی). || ارشاء فصیل؛ شیر دادن شتربچه را. (منتهی الأرب). شیر دادن اشتربچه. (تاج المصادر بیهقی). || بچه شیر دادن. || ارشاء قوم در قتل کسی؛ شریک شدنشان در خون او: ارشی القوم فی دمه. (منتهی الأرب). || ارشاء قوم بسلاح خویش در خون کسی؛ راست کردن قوم سلاح خود را در خون وی: ارشی القوم بسلاحهم دمه. || ارشاء حنظل؛ دراز شدن شاخهای حنظل. (منتهی الأرب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارشاء
شماره: 26844
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) رشوه دادن. (منتهی الأرب). پاره دادن حاکم یا قاضی را. || خاریدن پس شتر و ارشه ارشه گفتن تا بدود. (منتهی الأرب). || ارشاء دلو؛ رسن بر دلو بستن. رسن بستن بر دلو. (منتهی الأرب). دلو را رسن بستن. دلو را رسن ساختن. (تاج المصادر بیهقی). || ارشاء فصیل؛ شیر دادن شتربچه را. (منتهی الأرب). شیر دادن اشتربچه. (تاج المصادر بیهقی). || بچه شیر دادن. || ارشاء قوم در قتل کسی؛ شریک شدنشان در خون او: ارشی القوم فی دمه. (منتهی الأرب). || ارشاء قوم بسلاح خویش در خون کسی؛ راست کردن قوم سلاح خود را در خون وی: ارشی القوم بسلاحهم دمه. || ارشاء حنظل؛ دراز شدن شاخهای حنظل. (منتهی الأرب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26844
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی