معنی و تعریف
[ اَ ] (ع مص) بدی افکندن میان....
افژولیدن. برافژولیدن. || برافروختن
آتش. || برانگیختن جنگ. برانگیختن
فتنه و جنگ. (غیاث). برآغالیدن. اغراء.
ورغلانیدن. (منتهی الأرب). انگیختن بر.
|| عطا کردن. || اختلاف.
|| خصومت: بینهما ارش؛ میان آن هر
دو خصومت و اختلاف است. || کم
کردن قیمت برای عیبی در متاع.