معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (اِخ) (خرهٔ...) بلوکی
است میانهٔ مشرق و شمال شیراز محدود از
جانب مشرق به آبادهٔ طشک و از سمت
شمال ببلوک کمین و از طرف مغرب بنواحی
مرودشت و از جنوب ببلوک کربال. درازای
آن از نجف آباد تا قصبهٔ ارسنجان پنج
فرسنگ. پهنای آن از قلاه خار تا جلودر، سه
فرسنگ. هوای این بلوک سرد مایل به
اعتدال. انار و انجیر را نیکو پروراند. در
فارس انار ارسنجان و رب انارش در لطافت
و چاشنی ضرب المثل است. شکارش آهو و
بز و پازن و قوچ و میش کوهی و کبک و تیهو
و کبوتر است. آبش از کاریز و چشمهٔ
شیرخان. زراعت، گندم و جو و پنبه و شلتوک
و کنجد و خشخاش است و قصبهٔ این بلوک را
نیز ارسنجان گویند. و بمسافت شانزده
فرسنگ از شیراز دور است. طول آن از
گری نیچ، پنجاه وسه درجه و... دقیقه عرض
آن از خط استوا ۳۰ درجه و... دقیقه. انحراف
قبلهٔ مسلمانی آن از نقطهٔ جنوب بجانب
مغرب... درجه و... دقیقه است. عموم
خانه های آن خشت خام و گل و چوب است و
شمارهٔ آنها نزدیک بهزار درب خانه است و
گرداگرد این قصبه را باغستان فراگرفته. بیشتر
درختش انار است و در سال هزار و هشتاد
حاجی سعید ارسنجانی مدرسه ای در این
قصبه از آجر و گچ ساخته و نصف از مزرعهٔ
صالح آباد و ربع از حسین آباد و ثلث از
جمال آباد و نصف از علی آباد واقعات در این
بلوک و حصهٔ معینی از آب و زمین خارج
قصبه را وقف آن مدرسه کرده و تا کنون
بوقفیت و در تصرف متولی آن باقی است و
معیشت مدرس و طلبه و تعمیر مدرسه را
بوجهی لایق میرساند. (فارسنامهٔ ناصری).
ارسنجان، در جنوب بوانات و مشهد مرغاب
واقع و از بلوکات ولایات خمسهٔ فارس است.
طول آن ۳۰ و عرض ۱۸ هزار گز است. حد
شمالی کمین و حد جنوبی کرمان و حد شرقی
آبادهٔ طشک وحد غربی مرودشت. آب و
هوای آن معتدل و جمعیت آن ۹۰۰۰ تن.
مرکز آن ارسنجان و عدهٔ قری ۲۴ است.
(جغرافیای سیاسی تألیف کیهان صص
۲۴۰-۲۴۱).