معنی و تعریف
[ گِ شُ دَ ] (مص مرکب) ناگوار و نامطبوع گردیدن : کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد. کسائی. از بس که سر به خانهٔ هر کس فروکند سرد و گران و بی مزه شد میهمان برف. کمال الدین اسماعیل.
|| سنگین شدن سر پس از نشئه شراب. خمارآلودگی : چو شد نوش خورده شتاب آمدش گران شد سرش رای خواب آمدش. فردوسی.
|| کنایه است از نزدیک شدن وضع حمل : بر آن نیز بگذشت یکچند روز گران شد فرنگیس گیتی فروز.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
گران شدن
شماره: 268030
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ گِ شُ دَ ] (مص مرکب) ناگوار و نامطبوع گردیدن : کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد. کسائی. از بس که سر به خانهٔ هر کس فروکند سرد و گران و بی مزه شد میهمان برف. کمال الدین اسماعیل.
|| سنگین شدن سر پس از نشئه شراب. خمارآلودگی : چو شد نوش خورده شتاب آمدش گران شد سرش رای خواب آمدش. فردوسی.
|| کنایه است از نزدیک شدن وضع حمل : بر آن نیز بگذشت یکچند روز گران شد فرنگیس گیتی فروز.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
268030
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی