ارسلانشاه26784
معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (اِخ) ابن مسعود عزالدین بن قطب الدین مودودبن عمادالدین زنگی بن آق سنقر صاحب الموصل. المعروف باتابک الملقب بالملک العادل نورالدین و مکنی به ابوالحرث معروف به ارسلانشاه اول، ششمین از اتابکان موصل. او پس از وفات پدر خویش مسعود در تاریخ ۵۸۹ هـ . ق. در موصل بجای پدر نشست و پادشاهی شهم و دانای به امور بود و بمذهب شافعیه گرائید و پیش از وی کس از خاندان او مذهب شافعی نداشت و مدرسهٔ شافعیهٔ موصل را او ساخت و کمتر مدرسه ای در نیکوئی مانند آن باشد و بشب ۲۹ رجب سال ۶۰۷ هـ . ق. در شباره ای به شطّ ظاهر موصل درگذشت و شباره نوعی از شختور است که آنرا در مصر حراقة نامند و مرگ او بنهفتند تا جسد او را بدارالسلطنه برده و در مدفن او بمدرسهٔ مذکور بخاک سپردند و از او دو پسر برجای ماند. یکی ملک القاهر عزالدین مسعود و دیگر الملک المنصور عمادالدین زنگی و پس از ارسلانشاه ملک القاهر جانشین پدر گشت و او استاد امیر بدرالدین ابی الفضائل لؤلؤ است که در اواخر رمضان ۶۳۰ هـ . ق. موصل را مسخر کرده و بپادشاهی آن جا نشست و او از پیش از دست عمادالدین ابن المشطوب نائب موصل بود. (ابن خلکان ص ۶۵). و مؤلف حبیب السیر آرد: نورالدین ارسلان بن عزالدین مسعود بعد از فوت عزالدین ولدش نورالدین در موصل مالک تاج و نگین شد و در زمان سلطنت او فی سنة اربع و تسعین و خمسمائة (۵۹۴ هـ . ق.) والی سنجار، عمادالدین زنگی بن مودود بعالم باقی توجه کرد و پسرش قطب الدین محمد قایم مقام گشت و در سنهٔ ستمائه (۶۰۰ هـ . ق.) میان نورالدین و قطب الدین مخالفت اتفاق افتاده و قطب الدین از ملک اشرف که از قبل سلطان مصر حاکم حرّان بود، مدد طلبید و ملک اشرف بدو پیوسته هر دو سردار بعزم رزم و پیکار از سنجار متوجه نورالدین گشتند و بعد از اشتعال نایرهٔ خشم و کین نورالدین شکست یافت و از آن معرکهٔ جان گسل بصوب موصل شتافت. آنگاه آن دو پادشاه با یکدیگر صلح کردند و ملک اشرف دختر نورالدین را در حبالهٔ نکاح درآورده بعد از آن طریق نزاع نپیمودند و در سنهٔ سبع و ستمائه (۶۰۷ هـ . ق.) نورالدین ارسلان شاه مریض شده در شباره ای از عالم آب و گل رحلت نمود. امرا و ارکان دولت، موت او را پنهان داشتند تا وقتی که به موصل درآمدند. ارسلان در مدرسه ای که بناکردهٔ معمار همتش بود و در زیب و زینت بهترین مدارس عالم مینمود، مدفون شد. نورالدین پادشاهی بود بشجاعت و مهابت موصوف و بسفک دماء و سیاست مشغوف. اما به اشاعهٔ خیرات میل تمام داشت و او دو پسر یادگار گذاشت: الملک القاهر مسعود و الملک المنصور زنگی و بوزارت نورالدین ارسلان شاه، مجدالدین ابوالسعادات و محمدبن محمد الشیبانی الجوزی قیام می کردند. (حبط ج ۱ ص ۳۹۵) و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص ۱۴۴ و جدول نسب خاندان زنگی مقابل ص ۱۴۷ و نورالدین ارسلانشاه شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارسلانشاه
شماره: 26784
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ سَ ] (اِخ) ابن مسعود عزالدین بن قطب الدین مودودبن عمادالدین زنگی بن آق سنقر صاحب الموصل. المعروف باتابک الملقب بالملک العادل نورالدین و مکنی به ابوالحرث معروف به ارسلانشاه اول، ششمین از اتابکان موصل. او پس از وفات پدر خویش مسعود در تاریخ ۵۸۹ هـ . ق. در موصل بجای پدر نشست و پادشاهی شهم و دانای به امور بود و بمذهب شافعیه گرائید و پیش از وی کس از خاندان او مذهب شافعی نداشت و مدرسهٔ شافعیهٔ موصل را او ساخت و کمتر مدرسه ای در نیکوئی مانند آن باشد و بشب ۲۹ رجب سال ۶۰۷ هـ . ق. در شباره ای به شطّ ظاهر موصل درگذشت و شباره نوعی از شختور است که آنرا در مصر حراقة نامند و مرگ او بنهفتند تا جسد او را بدارالسلطنه برده و در مدفن او بمدرسهٔ مذکور بخاک سپردند و از او دو پسر برجای ماند. یکی ملک القاهر عزالدین مسعود و دیگر الملک المنصور عمادالدین زنگی و پس از ارسلانشاه ملک القاهر جانشین پدر گشت و او استاد امیر بدرالدین ابی الفضائل لؤلؤ است که در اواخر رمضان ۶۳۰ هـ . ق. موصل را مسخر کرده و بپادشاهی آن جا نشست و او از پیش از دست عمادالدین ابن المشطوب نائب موصل بود. (ابن خلکان ص ۶۵). و مؤلف حبیب السیر آرد: نورالدین ارسلان بن عزالدین مسعود بعد از فوت عزالدین ولدش نورالدین در موصل مالک تاج و نگین شد و در زمان سلطنت او فی سنة اربع و تسعین و خمسمائة (۵۹۴ هـ . ق.) والی سنجار، عمادالدین زنگی بن مودود بعالم باقی توجه کرد و پسرش قطب الدین محمد قایم مقام گشت و در سنهٔ ستمائه (۶۰۰ هـ . ق.) میان نورالدین و قطب الدین مخالفت اتفاق افتاده و قطب الدین از ملک اشرف که از قبل سلطان مصر حاکم حرّان بود، مدد طلبید و ملک اشرف بدو پیوسته هر دو سردار بعزم رزم و پیکار از سنجار متوجه نورالدین گشتند و بعد از اشتعال نایرهٔ خشم و کین نورالدین شکست یافت و از آن معرکهٔ جان گسل بصوب موصل شتافت. آنگاه آن دو پادشاه با یکدیگر صلح کردند و ملک اشرف دختر نورالدین را در حبالهٔ نکاح درآورده بعد از آن طریق نزاع نپیمودند و در سنهٔ سبع و ستمائه (۶۰۷ هـ . ق.) نورالدین ارسلان شاه مریض شده در شباره ای از عالم آب و گل رحلت نمود. امرا و ارکان دولت، موت او را پنهان داشتند تا وقتی که به موصل درآمدند. ارسلان در مدرسه ای که بناکردهٔ معمار همتش بود و در زیب و زینت بهترین مدارس عالم مینمود، مدفون شد. نورالدین پادشاهی بود بشجاعت و مهابت موصوف و بسفک دماء و سیاست مشغوف. اما به اشاعهٔ خیرات میل تمام داشت و او دو پسر یادگار گذاشت: الملک القاهر مسعود و الملک المنصور زنگی و بوزارت نورالدین ارسلان شاه، مجدالدین ابوالسعادات و محمدبن محمد الشیبانی الجوزی قیام می کردند. (حبط ج ۱ ص ۳۹۵) و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص ۱۴۴ و جدول نسب خاندان زنگی مقابل ص ۱۴۷ و نورالدین ارسلانشاه شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26784
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی