معنی و تعریف
[ گُ ذَ ] (ص نسبی) عابر. ابن سبیل. رونده : آورده اند که در آبگیری از راه دور و از گذریان و تعرض ایشان مصون، سه ماهی بودند. (کلیله و دمنه).
|| نغل؛ کنده ای بود فراخ از بهر چارپایان و گذریان در آنجا مأوی ََ گیرند و به تازی کهف خوانند. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
گذری
شماره: 267855
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ گُ ذَ ] (ص نسبی) عابر. ابن سبیل. رونده : آورده اند که در آبگیری از راه دور و از گذریان و تعرض ایشان مصون، سه ماهی بودند. (کلیله و دمنه).
|| نغل؛ کنده ای بود فراخ از بهر چارپایان و گذریان در آنجا مأوی ََ گیرند و به تازی کهف خوانند. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
267855
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی