معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (اِخ) جاذب. از امرای مقتدر و حاجب سلطان محمود غزنوی. رجوع بتاریخ بیهقی چ فیاض ص ۶۸، ۹۲، ۱۳۹، ۱۴۰، ۲۳۳، ۲۶۶، ۴۸۱، ۵۳۰، ۵۳۷، ۶۴۳، ۶۷۹ و ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۲، ۱۷۳، ۱۹۱، ۲۶۳، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۶۷، ۲۹۴، ۳۴۲، ۳۴۳، ۳۴۹ و حبط ج ۱ ص ۳۳۲، ۳۳۳ شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارسلان
شماره: 26758
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ سَ ] (اِخ) جاذب. از امرای مقتدر و حاجب سلطان محمود غزنوی. رجوع بتاریخ بیهقی چ فیاض ص ۶۸، ۹۲، ۱۳۹، ۱۴۰، ۲۳۳، ۲۶۶، ۴۸۱، ۵۳۰، ۵۳۷، ۶۴۳، ۶۷۹ و ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۲، ۱۷۳، ۱۹۱، ۲۶۳، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۶۷، ۲۹۴، ۳۴۲، ۳۴۳، ۳۴۹ و حبط ج ۱ ص ۳۳۲، ۳۳۳ شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26758
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی