معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (اِخ) جاذب. از امرای
مقتدر و حاجب سلطان محمود غزنوی.
رجوع بتاریخ بیهقی چ فیاض ص ۶۸، ۹۲،
۱۳۹، ۱۴۰، ۲۳۳، ۲۶۶، ۴۸۱، ۵۳۰، ۵۳۷،
۶۴۳، ۶۷۹ و ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۲،
۱۷۳، ۱۹۱، ۲۶۳، ۲۶۴، ۲۶۵، ۲۶۷، ۲۹۴،
۳۴۲، ۳۴۳، ۳۴۹ و حبط ج ۱ ص ۳۳۲، ۳۳۳
شود.