معنی و تعریف
[ اَ سَ ] (ترکی، اِ) شیر. (مؤید الفضلاء). شیر درنده. (غیاث). اسد. (غیاث) (آنندراج). مجازاً مرد شجاع : آنچه منصب میکند با جاهلان از فضیحت، کی کند صد ارسلان.مولوی. چشم می مالم که آن هفت ارسلان تا کیانند و چه دارند از جهان.مولوی.
|| نامی از نامهای ترکی. و گاه این نام با کلمهٔ دیگر مرکب باشد چون الب ارسلان، قزل ارسلان، قره ارسلان و غیره : از توام تهدید کردی هر زمان بینمت در دست محمودارسلان.مولوی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارسلان
شماره: 26740
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ سَ ] (ترکی، اِ) شیر. (مؤید الفضلاء). شیر درنده. (غیاث). اسد. (غیاث) (آنندراج). مجازاً مرد شجاع : آنچه منصب میکند با جاهلان از فضیحت، کی کند صد ارسلان.مولوی. چشم می مالم که آن هفت ارسلان تا کیانند و چه دارند از جهان.مولوی.
|| نامی از نامهای ترکی. و گاه این نام با کلمهٔ دیگر مرکب باشد چون الب ارسلان، قزل ارسلان، قره ارسلان و غیره : از توام تهدید کردی هر زمان بینمت در دست محمودارسلان.مولوی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26740
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی