معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) ارسام ناقه؛ راندن او را تا نشان پای بر زمین گذارد. (منتهی الأرب). راندن ناقه را تا نشان سپل او بر زمین ماند. مؤلف تاج العروس آرد: و ارسمتها انا. قال حمیدبن ثور: أجدّت برجلیها النجاء و کلفت بعیری غلامی الرسیم فأرسما. قال ابوحاتم اراد أرسمَ الغلامان بعیریهما و لم یرد ارسم البعیر.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارسام
شماره: 26658
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) ارسام ناقه؛ راندن او را تا نشان پای بر زمین گذارد. (منتهی الأرب). راندن ناقه را تا نشان سپل او بر زمین ماند. مؤلف تاج العروس آرد: و ارسمتها انا. قال حمیدبن ثور: أجدّت برجلیها النجاء و کلفت بعیری غلامی الرسیم فأرسما. قال ابوحاتم اراد أرسمَ الغلامان بعیریهما و لم یرد ارسم البعیر.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26658
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی