معنی و تعریف
[ گَ ] (ضمیر مبهم مرکب) آن دگر. آن یک : که وقتی در بیابان مانده بودم او مرا بر شتری نشاند و از دست آن دیگر تازیانه خورده ام. (گلستان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آن دیگر
شماره: 2666
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ گَ ] (ضمیر مبهم مرکب) آن دگر. آن یک : که وقتی در بیابان مانده بودم او مرا بر شتری نشاند و از دست آن دیگر تازیانه خورده ام. (گلستان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2666
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی