[ اَ ] (اِ) اشک. (جهانگیری). آب
چشم. (صحاح الفرس) (اوبهی). اشک چشم.
دمع. دمعة:
ز آهم بود یک شراره درخش
اَرَس باشد اَرْسِ مرا
مایه بخش.قریع الدهر.
اَرَس شد اَرْسِ من از جستجویت.لطفی.
لینک ها و اشتراک گذاری
ارس
شماره: 26623
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) اشک. (جهانگیری). آب
چشم. (صحاح الفرس) (اوبهی). اشک چشم.
دمع. دمعة:
ز آهم بود یک شراره درخش
اَرَس باشد اَرْسِ مرا
مایه بخش.قریع الدهر.
اَرَس شد اَرْسِ من از جستجویت.لطفی.