معنی و تعریف
[ اِ ] (ع اِ) لرز. لرزه. (منتهی الأرب). رِعدَه. (اقرب الموارد). || خستگی نیزه. (منتهی الأرب). || طعن الثابت. (اقرب الموارد). || یخ ریزه. (منتهی الأرب). بَرد صغار شبیه بالثلج. (اقرب الموارد). تگرگ خرد چون برف. || در تداول عامه، دانِ مرغ. || (ص) مرد درازآواز. (منتهی الأرب). طویل الصوت. (اقرب الموارد).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارزیز
شماره: 26599
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع اِ) لرز. لرزه. (منتهی الأرب). رِعدَه. (اقرب الموارد). || خستگی نیزه. (منتهی الأرب). || طعن الثابت. (اقرب الموارد). || یخ ریزه. (منتهی الأرب). بَرد صغار شبیه بالثلج. (اقرب الموارد). تگرگ خرد چون برف. || در تداول عامه، دانِ مرغ. || (ص) مرد درازآواز. (منتهی الأرب). طویل الصوت. (اقرب الموارد).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26599
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی