معنی و تعریف
[ اَ زَ / زِ گَ ] (ص مرکب)
اندایش گر. گچ مالنده. (برهان). کسی که
کاهگل و گچ در جایی مالد. (برهان)
(جهانگیری) (مؤید الفضلاء). کلاّس. (دهار).
|| نازک کار، مقابل سِفت کار.
|| اندیشه گر و متفکر. (شعوری از
فرهنگ محمودی). || کج اندیش (؟).
(نسخهٔ میرزا).