مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آنچش
2657
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ چِ ] (ضمیر +حرف ربط + ضمیر) مخفف آنچه اش. آنچه او را: بدو بازداد آنچنان کش بخواست بیفزود در تن هر آنچش بکاست.فردوسی. فرود آوردی آنچش خود برآوردی گسستی هرچه را کآن خود به پیوستی. ناصرخسرو.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آنچش
شماره: 2657
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ چِ ] (ضمیر +حرف ربط + ضمیر) مخفف آنچه اش. آنچه او را: بدو بازداد آنچنان کش بخواست بیفزود در تن هر آنچش بکاست.فردوسی. فرود آوردی آنچش خود برآوردی گسستی هرچه را کآن خود به پیوستی. ناصرخسرو.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
2657
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری