معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) اِرزاغ ریح؛ نم آوردن باد سرد. (منتهی الأرب). || ارزاغ محتفر؛ بگل زمین رسیدن حفّار (کننده). (منتهی الأرب). بگل تر رسیدن. || ارزاغ ماء؛ کم شدن آب. (منتهی الأرب). || ارزاغ ارض؛ گل ناک گشتن آن. || ارزاغ در کسی؛ طمع کردن در او و بسیار رنجانیدن او یا خوار داشتن و عیب کردن وی و ضعیف شمردن او. || ارزاغ مطر ارض را؛ گلناک کردن باران زمین را. (منتهی الأرب). تر کردن باران زمین را. گل انگیختن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارزاغ
شماره: 26514
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) اِرزاغ ریح؛ نم آوردن باد سرد. (منتهی الأرب). || ارزاغ محتفر؛ بگل زمین رسیدن حفّار (کننده). (منتهی الأرب). بگل تر رسیدن. || ارزاغ ماء؛ کم شدن آب. (منتهی الأرب). || ارزاغ ارض؛ گل ناک گشتن آن. || ارزاغ در کسی؛ طمع کردن در او و بسیار رنجانیدن او یا خوار داشتن و عیب کردن وی و ضعیف شمردن او. || ارزاغ مطر ارض را؛ گلناک کردن باران زمین را. (منتهی الأرب). تر کردن باران زمین را. گل انگیختن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26514
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی