معنی و تعریف
[ بِ ] (ص) آبستن : بهار تازه آبستان ببار است چو فردوس برین وقت است و هنگام. سوزنی (از فرهنگ جهانگیری).
|| (اِ) در این بیت مولوی، آبستان جمع آبست است : درد زه گر رنج آبستان بود بر جنین اشکستن زندان بود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبستان
شماره: 267
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ ] (ص) آبستن : بهار تازه آبستان ببار است چو فردوس برین وقت است و هنگام. سوزنی (از فرهنگ جهانگیری).
|| (اِ) در این بیت مولوی، آبستان جمع آبست است : درد زه گر رنج آبستان بود بر جنین اشکستن زندان بود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
267
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی