معنی و تعریف
[ اَ دَ ] (اِخ) اشکانیان.
پادشاهان پارت. اردوانیون: همگان او
[ اشک ] را معظم داشتندی و مقدم دانستندی
و نامه و سخن او را حرمت نهادندی بحکم
آنکه از نژاد پادشاه بزرگ بود و میانهٔ مملکت
او داشت و این قاعدهٔ اشغانیان و اردوانیان در
میان ملوک الطوایف تا آخر عهد ایشان مستمر
بود... و این اشغانیان و اردوانیان را آثاری
نبوده است که از آن باز توان گفت و آخر
ایشان اردوان بود که اردشیر او را بکشت و
دختر او را بزن کرد. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ
کمبریج ص ۵۹). رجوع به اردوانیون و
اشکانیان شود.