اردشیرخره26351
معنی و تعریف
[ اَ دَ / دِ خُ رْ رَ ] (اِخ) اردشیرخوره. از عمارت و شهرها که [ اردشیر بابکان ] کرد... یکی اردشیر خوره خواند و آن پیروزآباد است از پارس و پیش از آن گور خواندندی. (مجمل التواریخ و القصص ص ۶۱). نام الکه ایست بزرگ از ولایت فارس که شیراز و میمند و صیمکان و برجان سیراف و کازرون و کام فیروز از آن الکه است و رسم کردهٔ اردشیر باشد و بعضی گویند رسم کردهٔ نمرودبن کنعانست. (برهان قاطع) (سروری) (شعوری). الکه ایست عظیم از فارس و خرهٔ اردشیر نیر گویند آباد کردهٔ اردشیر بابکان و بعضی گفته اند آباد کردهٔ بهمن، و اول اصلح است. (رشیدی) (شمس اللغات). یاقوت گوید: اردشیر خرّه اسمی است مرکبّ معنی آن (بهاء اردشیر) است و اردشیر پادشاهی است از پادشاهان ایران و اردشیر خرّه از مهمترین کوره های فارس است و از شهرهای آن است: شیراز و جور و خبر و میمند و صیمکان و برجان و خوار و سیراف و کام فیروز و کازرون و جز آنها از اعیان شهرهای فارس. بشاری گوید: اردشیر خرّه کوره ایست قدیم که نمرودبن کنعان آنرا رسم کرد و سپس سیراف بن فارس آنرا عمارت کرد و اکثر آن بدریا کشد و حرارت آن بسیار و میوه های آن فراوانست. قصبهٔ اردشیر خرّه سیراف است و از شهرهای آن جور و میمند و نائن و صیمکان و خبر و خوزستان و غندجان و کران و شمیران و زیرباز و نجیرم است. اصطخری گوید: اردشیر خرّه در عظمت تالی کورهٔ اصطخر است و شهر آن جور است و جزو این کوره است کورهٔ فَناُ خرّه و در اردشیرخره شهرهاست بزرگتر از جور مانند شیراز و سیراف و جور مدینهٔ اردشیرخره محسوب میشد زیرا آن شهریست که اردشیر آنرا بساخت و پایتخت خویش قرار داد و شیراز هر چند که مرکز فارس است و دواوین و دارالاماره آنجاست، شهری محدث است و در عهد اسلام بنا شده است -انتهی. در نزهة القلوب آمده: اردشیر خره منسوب است به اردشیر بابکان و اول شهر این کوره، فیروز آباد است. در فارس آنرا دارالملک اصطخر گرفته بودند و این کوره قدیمی تر از دیگر کوره ها است -انتهی. از آثار او [ اردشیر بابکان ] آنست که بپارس یک کوره ساختست آنرا اردشیر خوره گویند و فیروزآباد از جملهٔ آنست. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ کمبریج ص ۶۰). توّج از کورهٔ اردشیر خورّه است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۱۴) رم زوان و داذین و دوّان چند نواحی است از اعمال اردشیر خوّره و همه گرمسیر است و بعضی که قهستان است معتدل است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۳۷). و رجوع بفارسنامه ص ۱۲۱، ۱۳۲، ۱۴۱ و مجمل التواریخ و القصص ص ۳۲ و ۶۳ شود: و هم اندر پادشاهی وی [ اردشیر ] ملکی بود نام وی مهرک و نام آن شهر اردشیر خوره بود آن ملک به وی نامه کرد و او را بطاعت خویش خواند. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اردشیرخره
شماره: 26351
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ دَ / دِ خُ رْ رَ ] (اِخ) اردشیرخوره. از عمارت و شهرها که [ اردشیر بابکان ] کرد... یکی اردشیر خوره خواند و آن پیروزآباد است از پارس و پیش از آن گور خواندندی. (مجمل التواریخ و القصص ص ۶۱). نام الکه ایست بزرگ از ولایت فارس که شیراز و میمند و صیمکان و برجان سیراف و کازرون و کام فیروز از آن الکه است و رسم کردهٔ اردشیر باشد و بعضی گویند رسم کردهٔ نمرودبن کنعانست. (برهان قاطع) (سروری) (شعوری). الکه ایست عظیم از فارس و خرهٔ اردشیر نیر گویند آباد کردهٔ اردشیر بابکان و بعضی گفته اند آباد کردهٔ بهمن، و اول اصلح است. (رشیدی) (شمس اللغات). یاقوت گوید: اردشیر خرّه اسمی است مرکبّ معنی آن (بهاء اردشیر) است و اردشیر پادشاهی است از پادشاهان ایران و اردشیر خرّه از مهمترین کوره های فارس است و از شهرهای آن است: شیراز و جور و خبر و میمند و صیمکان و برجان و خوار و سیراف و کام فیروز و کازرون و جز آنها از اعیان شهرهای فارس. بشاری گوید: اردشیر خرّه کوره ایست قدیم که نمرودبن کنعان آنرا رسم کرد و سپس سیراف بن فارس آنرا عمارت کرد و اکثر آن بدریا کشد و حرارت آن بسیار و میوه های آن فراوانست. قصبهٔ اردشیر خرّه سیراف است و از شهرهای آن جور و میمند و نائن و صیمکان و خبر و خوزستان و غندجان و کران و شمیران و زیرباز و نجیرم است. اصطخری گوید: اردشیر خرّه در عظمت تالی کورهٔ اصطخر است و شهر آن جور است و جزو این کوره است کورهٔ فَناُ خرّه و در اردشیرخره شهرهاست بزرگتر از جور مانند شیراز و سیراف و جور مدینهٔ اردشیرخره محسوب میشد زیرا آن شهریست که اردشیر آنرا بساخت و پایتخت خویش قرار داد و شیراز هر چند که مرکز فارس است و دواوین و دارالاماره آنجاست، شهری محدث است و در عهد اسلام بنا شده است -انتهی. در نزهة القلوب آمده: اردشیر خره منسوب است به اردشیر بابکان و اول شهر این کوره، فیروز آباد است. در فارس آنرا دارالملک اصطخر گرفته بودند و این کوره قدیمی تر از دیگر کوره ها است -انتهی. از آثار او [ اردشیر بابکان ] آنست که بپارس یک کوره ساختست آنرا اردشیر خوره گویند و فیروزآباد از جملهٔ آنست. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ کمبریج ص ۶۰). توّج از کورهٔ اردشیر خورّه است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۱۴) رم زوان و داذین و دوّان چند نواحی است از اعمال اردشیر خوّره و همه گرمسیر است و بعضی که قهستان است معتدل است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۳۷). و رجوع بفارسنامه ص ۱۲۱، ۱۳۲، ۱۴۱ و مجمل التواریخ و القصص ص ۳۲ و ۶۳ شود: و هم اندر پادشاهی وی [ اردشیر ] ملکی بود نام وی مهرک و نام آن شهر اردشیر خوره بود آن ملک به وی نامه کرد و او را بطاعت خویش خواند. (ترجمهٔ طبری بلعمی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26351
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی