معنی و تعریف
[ اَ دَ / دِ ] (اِخ) ابن یزدجرد. ابن عبد
ربه آرد: فی سیرة العجم اّن اردشیربن یزدجرد
لما استوثق له امره، جمع الناس فخطبهم خطبة
حضهم فیها علی الالفة و الطاعة، و حذرهم
المعصیة و مفارقة الجماعة، و صفف الناس
اربعة. (عقدالفرید چ محمد سعیدالعریان
ج ۲صص ۱۰ -۱۱). در سلسلهٔ ساسانیان سه
تن بنام اردشیر پادشاهی کرده اند و نام پدر
هیچیک از آنان یزدجرد (یزدگرد) نبوده است
و ناگزیر در این مورد خلطی شده است.
رجوع به اردشیر بابکان و اردشیر دوم و
اردشیر سوم (ساسانی) شود.