معنی و تعریف
[ اَ دَ / دِ ] (اِخ) ابن دیلمسپار
(دیلمسپاه) نجمی. از این شاعر در مقدمهٔ
بعض نسخ لغت نامهٔ اسدی نامی برده شده
است و اسدی گوید: فرزندم حکیم جلیل
اوحد اردشیربن دیلمسپار النجمی الشاعر...
از من... لغت نامه ای خواست الخ. و در
لغت نامه نیز بیت ذیل بنام نجمی شاهد کلمه
جغبت آمده است که ظاهراً از همین شاعر
است:
رویش اندر میان ریش تو گفتی
پنهان گشته است زیر جغبت کفتار.
نسخه ای از ترجمان البلاغه (محمدبن عمر
الراذویانی) در کتابخانهٔ فاتح در استانبول
موجود است که در خاتمهٔ آن با خط متن این
عبارت مندرج است: «اسپری شد این کتاب
به پیروزی و نیک اختری و فرخی بدست
ابوالهیجاء اردشیربن دیلمسپاه النجمی و
القطبی الشاعر اندر اواخر شهراللََّه المبارک
رمضان سال بر پانصد و هفت از هجرت
پیغامبر محمدالمصطفی صلی اللََّه علیه و سلم.
رجوع بمجلهٔ یغما سال اول شمارهٔ ۵ (نسخهٔ
ترجمان البلاغه) و لغت نامهٔ اسدی ص «ی و
یا» و ص ۱، ۲ و رجوع به دیلمسپار شود.