معنی و تعریف
[ اَ دَ / دِ ] (اِخ) آردستان. شهری
نزدیک اصفهان. (منتهی الارب). اصطخری
گوید اردستان شهریست میان کاشان و
اصفهان و مسافت او تا اصفهان هجده فرسخ و
تا زواره دو فرسخ و واقع است در طرف
بیابانی که مشهور است بمفازهٔ کوه کرکس.
بنای آن محکم و باروئی دارد و در هر محله
یک قلعه و در هر قلعه یک آتشکده هست.
گویند انوشیروان عادل در این شهر متولد شده
و هنوز بناهای او در این جا باقی است،
بالجمله این شهر عمارات و باغات بزرگ
باصفا و رستاقات زیاد دارد. مردمش اهل
علم و رای و طایفه ای از اهل علم منسوب به
این شهراند. جامه های بسیار خوب در این
شهر نسج و به اطراف بلاد بعیده میبرند بعضی
اسم این شهر را بکسر الف تلفظ کرده اند.
(تقویم البلدان). ولایتی است قرب پنجاه پاره
دیه و در محصول شبیه به کاشان و در او
بهمن بن اسفندیار آتشکده ای ساخته بود.
(نزهةالقلوب). مؤلف مرآت البلدان گوید:
اردستان در یکصد و بیست هزار ذرعی
اصفهان و هم اکنون چنانکه یاقوت گوید
مردمان فاضل از آن بیرون می آید. مرحوم
میرزا محمدسعید متخلص بفدا که از اجلهٔ
فضلاء و شعرا و بشرف مدحت سرائی خاقان
خلدآشیان و شهریار مبرور البسهمااللََّه
حلل النور فی ریاض السرور مشرف بوده،
اردستانی است. (مرآت البلدان). شهریست
بین کاشان و اصفهان و بین آندو ۱۸ فرسخ
مسافت است. (مراصدالاطلاع). شهرکیست
قرب اصفهان بر طرق بریه مجاور ازواره و
بین آندو دو فرسخ مسافت است و اردستان
در ۱۸ فرسخی اصفهان است. (انساب
سمعانی). و در جنوب نطنز واقع شده دارای
آب و هوای گرم و خشک، محصولات آن جو
و گندم و تریاک و صیفی و باغهای انار و انجیر
و پسته و بادام آن فراوان است و مرکز وی
اردستان و عدهٔ قرای آن ۵۰ و سکنهٔ آن در
حدود ۲۷۰۰۰ تن است. (جغرافیای سیاسی
کیهان ص ۴۲۵) و حد شمالی آن نطنز و سیاه
کوه ورامین، حد شرقی نائین و بیابانک، حد
جنوبی کوهپایه و حد غربی برخوار است و
مساحت آن ۱۶۰ فرسنگ است. و میان جادهٔ
نطنز و طهران، بین حسین آباد و جوکند در
۳۹۸۱۰۰ گزی طهران واقع و دارای
پست خانه و تلگرافخانه است. مؤلف مجمل
التواریخ والقصص (ص ۵۴) از جمله
آتشکده های اردشیر آرد: «سیم نام
مهراردشیر، اندر دیهی اردستان» و مؤلف
مؤید الفضلاء آرد: نام ولایتی است از
ولایتهای بالادست و آنجا انارهای خوب
هست. کذا فی العلمی -انتهی. و رجوع
بقاموس الاعلام ترکی شود.
|| اردستان قصبه ای در حوالی
کشمیر. (الجماهر بیرونی ص ۸۸).