معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) همیشه بودن. || اردام سحاب؛ ساکن و برجای ماندن ابر. (منتهی الارب). || همیشه شدن. اردام حُمّی ََ؛ بر جای و لازم ماندن تب. پیوسته شدن تب. (تاج المصادر بیهقی). || اردام شجر؛ سبز شدن و برگ برآوردن پس از آنکه خشک بود. برگ آوردن و سبز گردیدن درخت بعد خشکی. (منتهی الارب). || اردام بعیر؛ بپا زدن شتر را تا تیز رود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اردام
شماره: 26266
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) همیشه بودن. || اردام سحاب؛ ساکن و برجای ماندن ابر. (منتهی الارب). || همیشه شدن. اردام حُمّی ََ؛ بر جای و لازم ماندن تب. پیوسته شدن تب. (تاج المصادر بیهقی). || اردام شجر؛ سبز شدن و برگ برآوردن پس از آنکه خشک بود. برگ آوردن و سبز گردیدن درخت بعد خشکی. (منتهی الارب). || اردام بعیر؛ بپا زدن شتر را تا تیز رود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26266
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی