معنی و تعریف
[ اَ ] (اوستایی، ص) مأخوذ از اَرْتَه و اَرِتَه و اِرِتَه اوستائی و رتَه سانسکریت بمعنی درستی و راستی و پاکی و تقدس و مجازاً مقدس، همین کلمه در اول اردشیر و اردوان و اردویراف و اردیبهشت و نیز بصورت مزید مقدمی در اسماء امکنه مانند: اردستان، اردبیل و اردکان دیده میشود. || (اِ) خشم. قهر. غضب. (برهان قاطع) (جهانگیری) (غیاث) (شمس اللغات). || مخفف آرد. (برهان قاطع) (شعوری) (مؤید الفضلاء). آرد باشد یعنی غلهٔ آس کرده. (سروری): داریم ز نعمت تو هر چیز اکنون هستم به ارد محتاج.جمال سپاهانی.
ولی در این بیت آرد خواندن نیز مخل وزن نیست.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارد
شماره: 26238
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اوستایی، ص) مأخوذ از اَرْتَه و اَرِتَه و اِرِتَه اوستائی و رتَه سانسکریت بمعنی درستی و راستی و پاکی و تقدس و مجازاً مقدس، همین کلمه در اول اردشیر و اردوان و اردویراف و اردیبهشت و نیز بصورت مزید مقدمی در اسماء امکنه مانند: اردستان، اردبیل و اردکان دیده میشود. || (اِ) خشم. قهر. غضب. (برهان قاطع) (جهانگیری) (غیاث) (شمس اللغات). || مخفف آرد. (برهان قاطع) (شعوری) (مؤید الفضلاء). آرد باشد یعنی غلهٔ آس کرده. (سروری): داریم ز نعمت تو هر چیز اکنون هستم به ارد محتاج.جمال سپاهانی.
ولی در این بیت آرد خواندن نیز مخل وزن نیست.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26238
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی