معنی و تعریف
[ اَ چِ ] (حرف ربط مرکب) مخفف اگرچه، حرف شرط. هرچند. وقتی هم که : تن خنگ بید ارچه باشد سپید بتری و نرمی نباشد چو بید.رودکی. ز مادر همه مرگ را زاده ایم همه بنده ایم ارچه آزاده ایم.فردوسی. گوش مالیدن و زخم ارچه مکافات خطاست بی خطا گوش بمالش بزنش چوب هزار. منوچهری. زن ارچه زیرک و هشیار باشد زبون مرد خوش گفتار باشد.(ویس و رامین). زن ارچه خسرو است ار شهریاری و یا چون زاهدان پرهیزکاری... (ویس و رامین). زن ارچه دلیر است و با زور دست همان نیم مرد است هرچون که هست.اسدی. نظم ارچه بمرتبت بلند است آن علم طلب که سودمند است.نظامی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارچه
شماره: 26161
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ چِ ] (حرف ربط مرکب) مخفف اگرچه، حرف شرط. هرچند. وقتی هم که : تن خنگ بید ارچه باشد سپید بتری و نرمی نباشد چو بید.رودکی. ز مادر همه مرگ را زاده ایم همه بنده ایم ارچه آزاده ایم.فردوسی. گوش مالیدن و زخم ارچه مکافات خطاست بی خطا گوش بمالش بزنش چوب هزار. منوچهری. زن ارچه زیرک و هشیار باشد زبون مرد خوش گفتار باشد.(ویس و رامین). زن ارچه خسرو است ار شهریاری و یا چون زاهدان پرهیزکاری... (ویس و رامین). زن ارچه دلیر است و با زور دست همان نیم مرد است هرچون که هست.اسدی. نظم ارچه بمرتبت بلند است آن علم طلب که سودمند است.نظامی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26161
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی