معنی و تعریف
[ زَ / زِ ] (ص مرکب) آنکه بعض مویهای سیاه و بعض آن سپید دارد، و آن پس از جوانی باشد. دومو. دومویه. اشمط. شمطاء. با موی جوگندمی : اگر شاه هر هفت کشور بود چو آمیزه مو شد مکدر بود.دقیقی.
کمیژه موی. (تاج المصادر بیهقی). - آمیزه موی شدن؛ کمیژه موی شدن. اخلاس. (تاج المصادر بیهقی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آمیزه مو
شماره: 2606
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ / زِ ] (ص مرکب) آنکه بعض مویهای سیاه و بعض آن سپید دارد، و آن پس از جوانی باشد. دومو. دومویه. اشمط. شمطاء. با موی جوگندمی : اگر شاه هر هفت کشور بود چو آمیزه مو شد مکدر بود.دقیقی.
کمیژه موی. (تاج المصادر بیهقی). - آمیزه موی شدن؛ کمیژه موی شدن. اخلاس. (تاج المصادر بیهقی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2606
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی