معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) امیدوار کردن. (غیاث
اللغات). || واپس بُردن. (زوزنی). کار را در
تأخیر انداختن. (منتهی الارب). واپس
داشتن. پس افکندن. بازپس بردن. سپس
انداختن کاریرا. (منتهی الارب). باپس
افکندن. (تاج المصادر بیهقی). واپس افکندن
امر را. || ارجاء بئر؛ کرانه ساختن چاه را.
(منتهی الارب). || ارجاء صید؛ نرسیدن
صیاد شکاری را. (منتهی الارب). بشکاری
نرسیدن صیاد. || ارجاء ناقه؛ قریب بزادن
رسیدن ناقه. (منتهی الارب). نزدیک رسیدن
وقت نتاج ناقه. (آنندراج). نزدیک آمدن بزه
اشتر. (تاج المصادر بیهقی). || نزدیک آمدن
راه. (غیاث).