معنی و تعریف
[ زَ / زِ ] (ن مف / نف) آمیخته. مخلوط. ممزوج. کمیژه : گرد کرده بسی سخن ریزه نیک و بد خیره درهم آمیزه.سنائی.
الاخلاس؛ آمیزه شدن موی یعنی سیاهی با سپیدی آمیختن. (مجمل اللغه). || پیر و کهل. (برهان). || (اِمص) بضاع. وقاع. آمیغ. آمیغه. || (اِ) مزاج. - آمیزهای دارو؛ عَقّار (ج، عقاقیر). (مهذب الاسماء) (دهار).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آمیزه
شماره: 2605
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ / زِ ] (ن مف / نف) آمیخته. مخلوط. ممزوج. کمیژه : گرد کرده بسی سخن ریزه نیک و بد خیره درهم آمیزه.سنائی.
الاخلاس؛ آمیزه شدن موی یعنی سیاهی با سپیدی آمیختن. (مجمل اللغه). || پیر و کهل. (برهان). || (اِمص) بضاع. وقاع. آمیغ. آمیغه. || (اِ) مزاج. - آمیزهای دارو؛ عَقّار (ج، عقاقیر). (مهذب الاسماء) (دهار).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2605
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی