معنی و تعریف
[ اَ ثَ ] (ع ص) آنکه برای علتی در زبان، بیان سخن نتواند. آنکه بیان سخن را نتواند بجهت آفتی که در زبان دارد. (منتهی الارب): بیانک عن الارثم صدقة. (حدیث). || اسب سربینی سپید یا سپیدلب بالائین. (منتهی الارب). اسب که در لب زبرین او سپیدی باشد. لب بالاسپید (اسب). مقابل المظ. || گوسپند که سربینی سیاه و سایر تن سپید دارد. مؤنث: رَثماء.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارثم
شماره: 26024
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ثَ ] (ع ص) آنکه برای علتی در زبان، بیان سخن نتواند. آنکه بیان سخن را نتواند بجهت آفتی که در زبان دارد. (منتهی الارب): بیانک عن الارثم صدقة. (حدیث). || اسب سربینی سپید یا سپیدلب بالائین. (منتهی الارب). اسب که در لب زبرین او سپیدی باشد. لب بالاسپید (اسب). مقابل المظ. || گوسپند که سربینی سیاه و سایر تن سپید دارد. مؤنث: رَثماء.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26024
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی