معنی و تعریف
[ اَ ثَ ] (ع ص) آنکه برای علتی در
زبان، بیان سخن نتواند. آنکه بیان سخن را
نتواند بجهت آفتی که در زبان دارد. (منتهی
الارب): بیانک عن الارثم صدقة. (حدیث).
|| اسب سربینی سپید یا سپیدلب بالائین.
(منتهی الارب). اسب که در لب زبرین او
سپیدی باشد. لب بالاسپید (اسب). مقابل المظ.
|| گوسپند که سربینی سیاه و سایر تن سپید
دارد. مؤنث: رَثماء.