مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ارثاث
26011
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
کهنه شدن. کهنه و سوده گردیدن. (منتهی الارب). کهنه شدن جامه. (تاج المصادر بیهقی).
||
کهنه گردانیدن. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ارثاث
شماره: 26011
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
کهنه شدن. کهنه و سوده گردیدن. (منتهی الارب). کهنه شدن جامه. (تاج المصادر بیهقی).
||
کهنه گردانیدن. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
26011
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری