معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن. مضطرب شدن. (منتهی الارب). || ارتهاس پایهای ستور؛ بر یکدیگر خوردن آن، گاه رفتن. بر یکدیگر زدن سم ستور در رفتن. (منتهی الارب). || دست ستور درهم کوفتن چنانکه خون آلود شود. (زوزنی). || ارتهاس قوم؛ انبوهی کردن آنان و در جنگ افتادن آنان. || ارتهاس وادی؛ پر شدن رودبار. (منتهی الارب). || ارتهاس جراد؛ بر یکدیگر نشستن آن. بعضی ملخ بر بعض نشستن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتهاس
شماره: 25950
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن. مضطرب شدن. (منتهی الارب). || ارتهاس پایهای ستور؛ بر یکدیگر خوردن آن، گاه رفتن. بر یکدیگر زدن سم ستور در رفتن. (منتهی الارب). || دست ستور درهم کوفتن چنانکه خون آلود شود. (زوزنی). || ارتهاس قوم؛ انبوهی کردن آنان و در جنگ افتادن آنان. || ارتهاس وادی؛ پر شدن رودبار. (منتهی الارب). || ارتهاس جراد؛ بر یکدیگر نشستن آن. بعضی ملخ بر بعض نشستن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25950
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی