مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ارتمام
25925
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
ارتمام بهیمه؛ گرفتن ستور چوبها را بدهن خود و خوردن آن. (منتهی الارب).
||
خوردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی).
||
ارتمام فصیل؛ تازه کوهان آوردن کره شتر.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ارتمام
شماره: 25925
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
ارتمام بهیمه؛ گرفتن ستور چوبها را بدهن خود و خوردن آن. (منتهی الارب).
||
خوردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی).
||
ارتمام فصیل؛ تازه کوهان آوردن کره شتر.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
25925
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری