معنی و تعریف
[ تَ / تِ ] (حامص) امتزاج. اختلاط. شوب. || الفت. معاشرت. خلطه و آمیزش : چون... آمیختگی آمد... بازار مضرِّبان و مفسدان کاسد گردد. (تاریخ بیهقی).
- آمیختگی دادن؛ تألیف. - آمیختگی کار؛ ارتباک. - آمیختگی گرفتن با چیزی؛ الفت. - آمیختگی و آشفتگی کار؛ بوخ. - آمیختگیها؛ شوائب.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آمیختگی
شماره: 2593
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ تَ / تِ ] (حامص) امتزاج. اختلاط. شوب. || الفت. معاشرت. خلطه و آمیزش : چون... آمیختگی آمد... بازار مضرِّبان و مفسدان کاسد گردد. (تاریخ بیهقی).
- آمیختگی دادن؛ تألیف. - آمیختگی کار؛ ارتباک. - آمیختگی گرفتن با چیزی؛ الفت. - آمیختگی و آشفتگی کار؛ بوخ. - آمیختگیها؛ شوائب.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2593
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی