[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن. لرزیدن.
(منتهی الارب). || مرتک گردیدن، یعنی
بلیغ نمودن و در وقت مخاصمه عاجز آمدن.
|| ارتکاک در امری؛ شک کردن در کاری.
|| سخن آشفته گفتن که فهم نتوان کردن،
چنانکه مستی: سکران مرتک.
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتکاک
شماره: 25904
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن. لرزیدن.
(منتهی الارب). || مرتک گردیدن، یعنی
بلیغ نمودن و در وقت مخاصمه عاجز آمدن.
|| ارتکاک در امری؛ شک کردن در کاری.
|| سخن آشفته گفتن که فهم نتوان کردن،
چنانکه مستی: سکران مرتک.