[ اِ تِ ] (ع مص) ثابت شدن.
|| ارتکاز عِرق؛ برجستن رگ. پریدن رگ.
(منتهی الارب). || ارتکاز بر قوس؛ گوشهٔ
آن بر زمین نهاده بر آن تکیه کردن (برای
برخاستن). بر کمان تکیه کردن. آنرا بر زمین
فروبرده ایستادن.
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتکاز
شماره: 25900
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) ثابت شدن.
|| ارتکاز عِرق؛ برجستن رگ. پریدن رگ.
(منتهی الارب). || ارتکاز بر قوس؛ گوشهٔ
آن بر زمین نهاده بر آن تکیه کردن (برای
برخاستن). بر کمان تکیه کردن. آنرا بر زمین
فروبرده ایستادن.