معنی و تعریف
[ یَ ] (اِخ) رود جیحون. آمو. آموی. آمل. رود. آب. النهر. وَرز. آمودریا. آمون. || نام شهری بکنار جیحون : و خود روز دیگر بیرون رفت و از جیحون بگذشت و سپاه از هر جای به آمویه گرد کردند. (تاریخ بخارای نرشخی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آمویه
شماره: 2588
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ یَ ] (اِخ) رود جیحون. آمو. آموی. آمل. رود. آب. النهر. وَرز. آمودریا. آمون. || نام شهری بکنار جیحون : و خود روز دیگر بیرون رفت و از جیحون بگذشت و سپاه از هر جای به آمویه گرد کردند. (تاریخ بخارای نرشخی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2588
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی