معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن. || لرزیدن. (منتهی الارب). ارتعاش. || درپیچیدن. پیچیدن مار بر خویشتن چون زخمش رسد. (زوزنی). درپیچیدن مار زخم خورده. (منتهی الارب). || افشانده شدن. || گران شدن نرخ. || برجستن بزغاله از نشاط. (منتهی الارب). || سخت جنبان شدن. (تاج المصادر بیهقی). سخت جنبان شدن نیزه. (منتهی الارب). || ارتعاص برق؛ به پهنا درخشیدن برق. پهن شدن آن در آسمان. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتعاص
شماره: 25874
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن. || لرزیدن. (منتهی الارب). ارتعاش. || درپیچیدن. پیچیدن مار بر خویشتن چون زخمش رسد. (زوزنی). درپیچیدن مار زخم خورده. (منتهی الارب). || افشانده شدن. || گران شدن نرخ. || برجستن بزغاله از نشاط. (منتهی الارب). || سخت جنبان شدن. (تاج المصادر بیهقی). سخت جنبان شدن نیزه. (منتهی الارب). || ارتعاص برق؛ به پهنا درخشیدن برق. پهن شدن آن در آسمان. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25874
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی