معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) لرزیدن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). ارتعاش. لرز. لرزه. لرزش. رعدَه. جنبش : همچو قاضی باشد او را ارتعاد کی برآید یک دمی از جانْش شاد.مولوی.
|| مضطرب گردیدن. بی آرام گردیدن. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتعاد
شماره: 25871
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) لرزیدن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). ارتعاش. لرز. لرزه. لرزش. رعدَه. جنبش : همچو قاضی باشد او را ارتعاد کی برآید یک دمی از جانْش شاد.مولوی.
|| مضطرب گردیدن. بی آرام گردیدن. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25871
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی