معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) روزی ستدن. (تاج
المصادر بیهقی). روزی بستدَن. (زوزنی).
روزی ستاندن. روزی یافتن. (منتهی الارب).
روزی جستن و در مثنوی ظاهراً بمعنی
متعدّی آمده است :
زانکه میکائیل از کیل اشتقاق
دارد و کیّال شد در ارتزاق.مولوی.
|| مرسوم گرفتن لشکر.