معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) اقامت گزیدن در جائی. اقامت نمودن بجائی. (منتهی الارب). || بر هم نشستن چیزی. (منتهی الارب). || شوریده شدن کار. (زوزنی). آمیخته شدن و شوریده شدن کاری. (منتهی الارب). شوریدن چیزی. (تاج المصادر بیهقی). آشفته شدن کار. || ارتجان زبد؛ تباه گردیدن مسکه. جوش یافتن مسکه و صافی نشدن از آن و تباه گردیدن. (منتهی الارب). صافی نشدن روغن تازه در گداختن و فاسد شدن آن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتجان
شماره: 25815
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) اقامت گزیدن در جائی. اقامت نمودن بجائی. (منتهی الارب). || بر هم نشستن چیزی. (منتهی الارب). || شوریده شدن کار. (زوزنی). آمیخته شدن و شوریده شدن کاری. (منتهی الارب). شوریدن چیزی. (تاج المصادر بیهقی). آشفته شدن کار. || ارتجان زبد؛ تباه گردیدن مسکه. جوش یافتن مسکه و صافی نشدن از آن و تباه گردیدن. (منتهی الارب). صافی نشدن روغن تازه در گداختن و فاسد شدن آن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25815
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی