معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) خلط کردن.
|| ارتثاء در رای؛ اختلاط آن. تباهی در
عقل. فساد آوردن در رأی و تدبیر.
|| شوریده شدن. (تاج المصادر) (زوزنی).
ارتثاء امر؛ درهم شدن کار. آشفته شدن کار.
آشفته و شوریده کردن کار. || ارتثاء لبن؛
ماست شدن شیر. (منتهی الارب). ستبر شدن
شیر. (تاج المصادر بیهقی). غلیظ شدن شیر.