معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) شوریده و درهم شدن کار بر کسی. شوریدگی. || درآمیخته شدن. (منتهی الارب). آمیخته شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || درآویختن بچیزی. (منتهی الارب). || ارتباک مرد در کاری؛ نشب در آن که خلاص از آن پیدا نباشد. گرفتار شدن در کاری دشوار که خلاص از آن سخت باشد. در کار سخت افتادن. در کاری صعب گرفتار آمدن. (تاج المصادر بیهقی). در کاری سخت گرفتار آمدن. (زوزنی). || در گل تُنک درآمدن و درافتادن در آن. || ارتباک در کلام؛ درماندن در سخن. || ارتباک صید در حباله؛ تپان و مضطرب شدن شکاری در دام. || بهم نشستن. (بحر الجواهر).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتباک
شماره: 25793
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) شوریده و درهم شدن کار بر کسی. شوریدگی. || درآمیخته شدن. (منتهی الارب). آمیخته شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || درآویختن بچیزی. (منتهی الارب). || ارتباک مرد در کاری؛ نشب در آن که خلاص از آن پیدا نباشد. گرفتار شدن در کاری دشوار که خلاص از آن سخت باشد. در کار سخت افتادن. در کاری صعب گرفتار آمدن. (تاج المصادر بیهقی). در کاری سخت گرفتار آمدن. (زوزنی). || در گل تُنک درآمدن و درافتادن در آن. || ارتباک در کلام؛ درماندن در سخن. || ارتباک صید در حباله؛ تپان و مضطرب شدن شکاری در دام. || بهم نشستن. (بحر الجواهر).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25793
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی