کراهیت آمدن257632
معنی و تعریف
[ کَ یَ / هی یَ مَ دَ ] (مص مرکب) ناپسند آمدن. (فرهنگ فارسی معین). نفرت دست دادن : چون به تخت بنشست مردمان را کراهیت آمد و او بدانست. (تاریخ بلعمی). هر دو [ معتمد مأمون و طاهر ] به مدینه برفتند و خلوتی کردند با رضا علیه السلام و نامه عرض کردند و پیغامها دادند، رضا علیه السلام را سخت کراهیت آمد. (تاریخ بیهقی). ما ترا از این عمل عفو کنیم از آنکه ترا کراهیت آید. (تاریخ بخارا).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
کراهیت آمدن
شماره: 257632
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ کَ یَ / هی یَ مَ دَ ] (مص مرکب) ناپسند آمدن. (فرهنگ فارسی معین). نفرت دست دادن : چون به تخت بنشست مردمان را کراهیت آمد و او بدانست. (تاریخ بلعمی). هر دو [ معتمد مأمون و طاهر ] به مدینه برفتند و خلوتی کردند با رضا علیه السلام و نامه عرض کردند و پیغامها دادند، رضا علیه السلام را سخت کراهیت آمد. (تاریخ بیهقی). ما ترا از این عمل عفو کنیم از آنکه ترا کراهیت آید. (تاریخ بخارا).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
257632
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی