معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) ارتاج باب؛ بند کردن در را. در ببستن. ببستن. بستن در را. در را بستن. (تاج المصادر بیهقی). || ارتاج دجاجه؛ پر شدن شکم مرغ از تخم. پر شدن شکم ماکیان از بیضه. پربیضه شدن شکم مرغ. || ارتاج بحر؛ جوش زدن دریا و بسیار شدن آب آن پس فروبردن همه چیز را. || ارتاج ثلج؛ پیوسته باریدن برف. || ارتاج اَتان؛ باردار شدن ماچه خر. باردار شدن ماده خر. || ارتاجِ خِصب؛ تمام گرفتن زمین را ارزانی و فراوانی و فراخی. || بسته شدن سخن بر کسی. بسته شدن سخن بر مردم. (زوزنی). || بسته گردیدن رحم. || ارتاج ناقه؛ نطفه نپذیرفتن آن. || ارتاج سنة؛ تمام سال بقحط گذشتن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتاج
شماره: 25750
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) ارتاج باب؛ بند کردن در را. در ببستن. ببستن. بستن در را. در را بستن. (تاج المصادر بیهقی). || ارتاج دجاجه؛ پر شدن شکم مرغ از تخم. پر شدن شکم ماکیان از بیضه. پربیضه شدن شکم مرغ. || ارتاج بحر؛ جوش زدن دریا و بسیار شدن آب آن پس فروبردن همه چیز را. || ارتاج ثلج؛ پیوسته باریدن برف. || ارتاج اَتان؛ باردار شدن ماچه خر. باردار شدن ماده خر. || ارتاجِ خِصب؛ تمام گرفتن زمین را ارزانی و فراوانی و فراخی. || بسته شدن سخن بر کسی. بسته شدن سخن بر مردم. (زوزنی). || بسته گردیدن رحم. || ارتاج ناقه؛ نطفه نپذیرفتن آن. || ارتاج سنة؛ تمام سال بقحط گذشتن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25750
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی