[ ] (اِخ) شهریست [ از روس ] که
چون غریب اندر وی شود بکشند و از وی تیغ
و شمشیر خیزد سخت باقیمت که اوی را
دوتاه توان کردن و چون دست بازداری بجای
خود بازآید. (حدود العالم).
لینک ها و اشتراک گذاری
ارتاب
شماره: 25745
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ ] (اِخ) شهریست [ از روس ] که
چون غریب اندر وی شود بکشند و از وی تیغ
و شمشیر خیزد سخت باقیمت که اوی را
دوتاه توان کردن و چون دست بازداری بجای
خود بازآید. (حدود العالم).