مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اربه
25699
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اُ بَ ]
(ع اِ)
حاجت. نیاز.
||
گره یا گرهی که تا نگشایند گشاده نشود. (منتهی الارب). عقده یعنی گره. (مؤید الفضلاء).
||
قلاده.
||
حلقهٔ اَخیه که در زمین محکم کنند و اسب بدان بندند. ج، اُرب. (مهذب الاسماء).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اربه
شماره: 25699
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اُ بَ ]
(ع اِ)
حاجت. نیاز.
||
گره یا گرهی که تا نگشایند گشاده نشود. (منتهی الارب). عقده یعنی گره. (مؤید الفضلاء).
||
قلاده.
||
حلقهٔ اَخیه که در زمین محکم کنند و اسب بدان بندند. ج، اُرب. (مهذب الاسماء).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
25699
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری