معنی و تعریف
[ اُ بَ ] (ع اِ) حاجت. نیاز. || گره یا گرهی که تا نگشایند گشاده نشود. (منتهی الارب). عقده یعنی گره. (مؤید الفضلاء). || قلاده. || حلقهٔ اَخیه که در زمین محکم کنند و اسب بدان بندند. ج، اُرب. (مهذب الاسماء).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اربه
شماره: 25699
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ بَ ] (ع اِ) حاجت. نیاز. || گره یا گرهی که تا نگشایند گشاده نشود. (منتهی الارب). عقده یعنی گره. (مؤید الفضلاء). || قلاده. || حلقهٔ اَخیه که در زمین محکم کنند و اسب بدان بندند. ج، اُرب. (مهذب الاسماء).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
25699
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی